تبليغاتX

عشق گمشده ی من
سلام بچه ها من اومدم
یه مدتی درگیر امتحانات خرداد ماه و کنکور بودم این وبلاگ برای خودش خاک گرفته از من می شنوید اصلا برای کنکور درس نخوانید یک سوال های بی ربط می دن که تو فهرست کتاب هم پیدا نمی شه خلاصه اومدیم تقلب بکنیم دیدم بغل دستیم ۵ دقیقه اول سرش رو گذاشت رو میز و خوابید جلویی من داشت با ته خودکارش بازی می کرد این بود که از خودشان انرژی منفی در وکردن ما هم گند زدیم رفت با این که خیلی خونده بودم و فقط برای این امتحان بود که اومدم ایران ولی موندیم پشتش

برای همتون آرزوی موفقیت در همه ی امورات زندگیتون ((به غیر از امر کنکور)) می کنم

 

نوشته شده توسط مهرناز در شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 16:5 | لینک ثابت |

شکست
 

آواز عاشقانه ي ما در گلو شكست

حق با سكوت بود ، صدا در گلو شكست

ديگر دلم هواي سرودن نمي كند

تنها بهانه ما در گلو شكست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گريه هاي عقده گشا در گلو شكست

اي داد كس به داد دل باغ دل نداد

اي واي هاي هاي عزا در گلو شكست

آن روزهاي خوب كه ديديم خواب بود

خوابم پريد و خاطره ها در گلو شكست

بادا مباد گشت و مبادا به باد رفت

آيا ز ياد رفت و چرا در گلو شكست

فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند

نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست

تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم

بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شكست

نوشته شده توسط مهرناز در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 ساعت 15:8 | لینک ثابت |

سهراب سپهری
کوهساران مرا پر کن، ای طنین فراموشی!
نفرین به زیبایی-- آب تاریک خروشان--که هست مرا فرو پیچیده و برد!
تو ناگهان زیبا هستی. اندامت گردابی است.
موج تو اقلیم مرا گرفت.
ترا یافتم، آسمان ها را پی بردم.
ترا یافتم، درها را گشودم، شاخه ها را خواندم.
افتاده باد آن برگ، که به آهنگ وزش هایت نلرزد!
مژگان تو لرزید: رویا در هم شد.
تپیدی: شیره ی گل بگردش آمد.
بیدار شدی: جهان سر برداشت، جوی از جا جهید.
براه افتادی: سیم جاده غرق نوا شد.
در کف تست رشته ی دگر گونی.
از بیم زیبایی می گریزم، و چه بیهوده: فضا را گرفته ای.
یادت جهان را پر غم می کند، و فراموشی کیمیاست.
در غم گداختم، ای بزرگ، ای تابان!
سر برزن، شب زیست را در هم ریز، ستاره ی دیگر خاک!
جلوه ای، ای برون از دید!
از بیکران تو می ترسم، ای دوست! موج نوازشی.ژ

 

نوشته شده توسط مهرناز در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 ساعت 10:30 | لینک ثابت |


 

بهار بهترين بهانه براي اغاز واغاز بهترين بهانه براي زيستن


آغاز بهار بر شما مبارک

نوشته شده توسط مهرناز در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 12:38 | لینک ثابت |

مهناز

این شعرو مهناز عزیز تو قسمت نطرات نوشته بود چون خیلی قشنگ بود گذاشتمش تا شما هم یه فیضی ببرید

عشــق بـازی کار هر شیـاد نیـسـت ایـن شکــار دام هر صیــاد نیــست

عــاشـقی را قـابــلـیـت لازم اســــت طـالب حـق را حـقیقـت لازم است

 

نوشته شده توسط مهرناز در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 ساعت 19:9 | لینک ثابت |


دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند در قسمت نظرات آدرس سایت یا وبلاگشون رو بذارن

لینکشون می کنم

با تشکر مهرناز

نوشته شده توسط مهرناز در شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت 14:42 | لینک ثابت |

طلوع من

پس از آن غروب رفتن
اولين طلوع من باش
من رسيدم رو به آخر
تو بيا شروع من باش

شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جاي پاي
گريه هاي آخر من

اسمتو ببخش به لبهام
بي تو خاليه نفسهام
قد بکش تو باور من
زير سايه بون دستام

خواب سبز رازقي باش
عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخي شب
تو طلوع زندگي باش

من پر از حرف سکوتم
خاليم رو به سقوطم
بي تو و آبي عشقت
تشنه ام کوير لوتم

نميخوام آشفته باشم
آرزوي خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم

نوشته شده توسط مهرناز در شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت 14:33 | لینک ثابت |

باران
بارون قشنگ ابرها تورو یاد من میاره

مثل اشک هایی که آروم از دو تا چشمام می باره

با صدای رعد و برقش یاد خنده هات می افتم

یاد خنده های نازت

یاد حرفایی که گفتم یاد چشمای تو بودم

وقتی برق اون درخشید

یاد برق چشم نازت که دلم براش می لرزید

تو مثل طراوت گل تو یه شبنم روی برگی

تو مثل شوق دویدن زیر بارون تگرگی

تو مثل خواهش بارون تو شب های بهاری

مثل لالایی بارون رو یک سقف قطاری

 

 

 

نوشته شده توسط مهرناز در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 9:44 | لینک ثابت |

تنهایی

من امشب زیر باران زیبای زمستانی 

به روی برگهای نمناک از اشک آسمان سجده میکنم

 با حافظ چشمانت فال میگیرم و تپش های نا منظم قلب دیوانه ام را آنقدر با ریسمان

 التماس و نیاز به ضریح نگاهت میبندم تا شقایق آسمان قلبت را به روی این مجنون

..... عاشق بگشایی

 انگار کسی احتمال آمدن تو را به ستاره هایی که در خیال شب به خواب رفته اند در گوشم

 زمزمه میکند.

" من میروم تا تو بیایی

نوشته شده توسط مهرناز در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت 16:35 | لینک ثابت |


نوشته شده توسط مهرناز در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 11:22 | لینک ثابت |

 
> JavaScript Codes